می نویسم . . .

می نویسم . . .

برای تو . . . نه

برای تو که نه . . .

برای دستهای تو می نویسم.


دستهایی که دستانم را محکم می فشرد


و خود را عشق می نامید

و من دست در دست عشق


گاه می خندیدم

گاه گریه می کردم . گاه....

گاه....


گاه دیوانه میشدم

گاه عاشق میشدم ... اه عاشق میشدم

گاه اینچنین


اه اینچین

اینچنین شد که من بازیچه دست عشق شدم

اه که عشق...


گاه عشق دستانش را پس میکشد

برای تو ... نه

برای تو که نه...

برای دستهای تو می نویسم

دستان عشق...

/ 0 نظر / 13 بازدید